کارآفرینی
دانشجویان گرامی و فراگیران کارآفرینی ،برای اینکه هر کار انسان تبدیل به خدمت و حرکتی در راه خدا بشود، با "بسم الله الرحمن الرحیم" آغاز کنید. 
نويسندگان
[ ۱۳۸٩/٩/۱۳ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ] [ حسین سالاری بنا ]
برنامه ریزی توسعه فردی


برنامه ریزی توسعه فردی (Personal Development Planning) یا (Individual Development Planning)، فرایندی سازمان یافته است که هر فرد طی آن عملکرد خود را ارزیابی می کند و برای اهداف شخصی، تحصیلی و کاری خود هدف گذاری و برنامه ریزی می نماید. هدف اصلی برنامه ریزی توسعه فردی، بهبود و افزایش ظرفیت های خویشتن به وسیله خود شناسی و مدیریت بر خود (Self awareness & Self management)، هدف گذاری وبرنامه ریزی راهبردی فردی (Goal setting & Individual Strategic Planning) در ابعاد مختلف زندگی و شناخت سبک های یادگیری (Learning Styles) است.

.

چرا به برنامه ریزی توسعه فردی نیازمندیم؟
برنامه ریزی توسعه فردی به فرد کمک می کند…

به طور خودآگاه، خود را به نقد و چالش بکشد و نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد.
به طور خودآگاه، توانایی ها، استعدادها، شایستگی ها و مهارت های خود را بشناسد و آنها را با اهداف خود تطابق دهد.
اهداف کاری، اهداف تحصیلی، اهداف خانوادگی و سایر اهداف زندگی را با رویکردی کل نگر و یکپارچه به یکدیگر مرتبط سازد، به گونه ای که به طور هم افزا یکدیگر را تقویت نمایند.
نویسنده: محمدرضا عسکری مرکز اموزش علمی کاربردی منابع طبیعی کلاراباد

 

 

[ ۱۳۸٩/٩/۱۳ ] [ ٩:٠٦ ‎ق.ظ ] [ حسین سالاری بنا ]
 
خلاصه : هرچقدر استراتژی جامعی برای بازاریابی داشته باشید، باز از دانستن نکاتی جهت هدف گیری دقیق مشتریان محصولات و خدمات تان بی نیاز نخواهید بود. در ذیل یکصد نکته بازاریابی برای کلیه کسب و کارهای خرد و کلان ارائه می گردد. ایده های کلی 1- نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یک فعالیت بازاریابی شب شود. 2- درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالیانه بازاریابی تعیین کنید. 3- هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یک بار آنها را ارزیابی و تنظیم نمایید. 4- یک پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید. 5- هر روز و هر ساعت کارت ویزیت را همراه تان داشته باشید. 6- یک سنجاق سینه شخصی با آرم شرکت تان طراحی کنید و در جلسات به کت خود بزنید.

 

هرچقدر استراتژی جامعی برای بازاریابی داشته باشید، باز از دانستن نکاتی جهت هدف گیری دقیق مشتریان محصولات و خدمات تان بی نیاز نخواهید بود. در ذیل یکصد نکته بازاریابی برای کلیه کسب و کارهای خرد و کلان ارائه می گردد.

ایده های کلی
1- نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یک فعالیت بازاریابی شب شود.
2- درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالیانه بازاریابی تعیین کنید.
3- هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یک بار آنها را ارزیابی و تنظیم نمایید.
4- یک پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید.
5- هر روز و هر ساعت کارت ویزیت را همراه تان داشته باشید.
6- یک سنجاق سینه شخصی با آرم شرکت تان طراحی کنید و در جلسات به کت خود بزنید.

بازار هدف
7- نسبت به تحولاتی که شاید روی بازار هدف، محصول یا استراتژی بازاریابی شما تاثیر بگذارد، هوشیار باشید.
8- مطالعات تحقیق بازاریابی درباره حرفه، صنعت، محصول و گروه های بازار هدف خود را بخوانید.
9- آگهی های رقبای خود را گردآوری کنید و با مطالعه آنها، اطلاعاتی درباره استراتژی، ویژگی ها و مزایای محصولات آنها به دست آورید.
10- از مشتریان بپرسید چرا شما را انتخاب کردند و خواستار توصیه هایی برای بهبود کیفیت شوید.
11- از مشتریان سابق بپرسید چرا شما را رها کردند.
12- بازار جدیدی شناسایی کنید.
13- به یک فهرست پستی مربوط به حرفه تان بپیوندید.

توسعه محصول
14- یک خدمت، تکنیک یا محصول جدید ارائه دهید.
15- نسخه ای ساده تر، ارزان تر یا کوچک تر از محصول یا خدمت خود پدید آورید.
16- نسخه ای شکیل تر، گران تر، سریع تر یا بزرگتر از محصول یا خدمت خود ارائه دهید.
17- خدمات خود را بهنگام کنید.

آموزش، منابع و اطلاعات
18- یک تیم مشاوره در زمینه بازاریابی و روابط عمومی مرکب از همکاران و صاحبان کسب و کارهای مشابه را گردهم آورید و به تبادل اندیشه و مسائل صنفی بپردازید.
19- برای کارکنان خود یک صندوق پیشنهادات بگذارید.
20- در سمینارهای بازاریابی حضور یابید.
21- کتاب های بازاریابی را بخوانید.
22- مشترک نشریات مکتوب و اینترنتی بازاریابی شوید.
23- هرماه یک جلسه بازاریابی با کارکنان یا مباشران خود بگذارید تا درباره استراتژی و وضعیت بازار بحث کنید و ایده های تازه بگیرید.
24- به انجمن یا سازمان های مرتبط با حرفه تان ملحق شوید.
25- یک پوشه را برای یافتن طراح، نویسنده و سایر حرفه ای های بازاریابی کنار بگذارید.
26- یک مشاور بازاریابی جهت همفکری استخدام کنید.
27- «سفری خلاق» به شهر یا کشوری مترقی داشته باشید تا تکنیک های بازاریابی آنجا را یاد بگیرید.

قیمت گذاری و پرداخت
28- ساختار قیمت گذاری تان را تجزیه و تحلیل کنید و ببینید کجای آن نیاز به اصلاح و تنظیم دارد.
29- به مشتریان امکان دهید با کارت اعتباری پرداخت کنند.
30- به مشتریان ثابت، تخفیف دهید.
31- شگردهای معامله پایاپای را بیاموزید. به اعضای برخی باشگاه ها، گروه های حرفه ای و سازمان ها در مقابل تبلیغ محصولات و خدمات شما در نشریات شان تخفیف بدهید.
32- برای «پرداخت های سریع» و نقد، تخفیف قائل شوید و از مشتریان ثابت به صورت قسطی پول بگیرید.

ارتباطات بازاریابی
33- برای مشتریان کنونی و بالقوه تان یک خبرنامه منتشر کنید.
34- بروشوری از محصولات و خدمات تان را چاپ کنید.
35- همراه بروشورهای خود یک برگه نظرسنجی بگنجانید که پول تمبرش را شما پرداخته اید. بدین ترتیب می توانید بازخورد ارزشمندی از مشتریان دریافت کنید.
36- یادتان باشد کارت ویزیت درون جعبه کارایی ندارد، حتما آن را پخش کنید. به هر مشتری بالقوه دو کارت ویزیت و بروشور بدهید تا یکی را نگه دارد و دیگری را به دوستانش بدهد.
37- برای هرکدام از بخش های بازار هدف تان یک کارت ویزیت و بروشور خاص طراحی کنید، (مثلا یکی برای سازمان ها و نهادهای دولتی و یکی برای کاسب کارها و مصرف کنندگان)
38- یک پوستر یا تقویم با آرم شرکت تان چاپ کنید و به مشتریان هدیه بدهید.
39- روی سربرگ، برگه های فاکس یا صورتحساب، شعار یا جمله ای در وصف فعالیت خود به چاپ برسانید.
40- در بروشورهای خود نظرات مثبت مشتریان درباره کالا و خدمات خود را به چاپ برسانید.
41- یک فهرست پستی جدید را امتحان کنید. اگر به ثمر ننشست، آن را به فهرست های کنونی پست مستقیم خود بیافزایید یا به فکر کنار گذاشتن فهرستی بیافتید که توقعات شما را برآورده نمی کند.
42- برای بازاریابی به شیوه پست مستقیم از پاکت های رنگی یا بزرگ استفاده کنید یا نامه هایی را روی کاغذ سفید بدون خط بفرستید تا کنجکاوی گیرنده را برانگیزد.

رابطه با رسانه ها
43- از انتشار نشریات جدید متوجه شوید تا اخبار خود را به رسانه و فرد مناسب بفرستید.
44- در روزنامه های عادی یا اقتصادی و نشریات تخصصی مطلب بنویسید.
45- مقاله ای به قلم خود چاپ کنید و نسخه های آن را برای همکاران تان بفرستید.
46- در تنظیم اخبار فعالیت شرکت خود کوشا باشید و آنها را به موقع و چندین بار برای مطبوعات ارسال کنید.
47- یکصدمین، پانصدمین یا یکصد هزارمین مشتری خود را در مطبوعات معرفی کنید.
48- یک جایزه سالیانه به راه اندازید و آن را در بوق و کرنا کنید. مثلا می توانید به بهترین کارمند سال شرکت یا سازمان خود جایزه بدهید.
49- در زمینه رسانه و روابط عمومی آموزش ببینید یا مطالبی درباره آن بخوانید.
50- در برنامه های رادیویی و تلویزیونی حضور یابید.
51- در مورد صنعت یا تخصص خود سفارش یک برنامه تلویزیونی بدهید و آن را به شبکه محلی خود بدهید تا به عنوان یک برنامه عادی پخش کند.
52- نامه ای به سردبیر روزنامه یا مجله محلی تان بنویسید و او را به ناهار دعوت کنید.
53- اخبار خود را همراه عکس مربوطه به مطبوعات بفرستید.
54- مرتبا روزنامه ها و مجلات را برای یافتن فرصت های روابط عمومی بخوانید.
55- برای مطبوعات مقالات «راهنما» درباره حوزه تخصصی کسب و کارتان بفرستید.
56- در صنعت خود تحقیق کنید و پس از کشف یافته ای مهم، آن را در اختیار مطبوعات بگذارید.

خدمات مشتری و رابطه با مشتری
57- از مشتریان تان بخواهید که بازگردند.
58- تماس های تلفنی مشتریان را بدون فوت وقت پاسخ دهید.
59- روی دستگاه پیامگیر تلفن، اطلاعات مهم مانند ساعات کار شرکت، مکان و فرد پاسخگو را ضبط کنید.
60- روی دستگاه پیامگیر تلفن، پیامی بیادماندنی یا «نکته روز» را ضبط نمایید.
61- برای مشتریان تان نمایش یا هر رویداد جالب دیگر را سازماندهی کنید یا بلیت تئاتر و سینما و... برایشان بفرستید.
62- در دفترتان با حضور مشتریان یک سمینار برگزار کنید.
63- تشکرنامه های دستنویس خوش خط برای مشتریان بفرستید. می توانید برای جشن تولدشان یا سایر مناسبت های سال، کارت تبریک ارسال کنید.
64- مقالات جالب را کپی کنید و همراه کارت ویزیت و بروشورتان برای مشتریان کنونی یا بالقوه بفرستید.
65- بخشی از وب سایت خود را به مشتریان اختصاص دهید.
66- هرازگاهی دکور محل ملاقات خود با مشتریان را از نو طراحی کنید.

شبکه رابط ها و تبلیغ دهان به دهان
67- به یک اتاق بازرگانی یا سایر سازمان های مرتبط بپیوندید.
68- بروشور خود را برای اعضای سازمان هایی که عضویت شان را دارید، بفرستید.
69- در ایام تعطیل، میهمانی تجاری بگیرید.
70- پس از شرکت در یک همایش، برای شرکت کنندگان آن نامه بفرستید.

تبلیغات
71- در فصل های اوج فعالیت تجاری برای کسب و کارتان تبلیغ کنید.
72- یک شماره تلفن راحت و بیاد ماندنی بگیرید.
73- برای سایت اینترنتی خود، آدرس بیادماندنی انتخاب کنید و آن را در کلیه ارتباطات بازرگانی قید نمایید.
74- از طریق پست مستقیم، کسب و کار خود را مشترکا با سایر حرفه ای ها تبلیغ کنید.
75- در یک دایرکتوری ویژه یا کتاب زرد تبلیغ نمایید.
76- به منظور دستیابی به بازارهای خارجی، آگهی دو یا چند زبانه چاپ کنید. این آگهی را در نشریه ای پرمخاطب قرار دهید.
77- به مشتریان خود هدایای تبلیغاتی نظیر خودکار، پدماوس یا ماگ بدهید.
78- درون پاکت نامه یا مرسولات پستی، چیزی برجسته بگذارید تا کنجکاوی گیرنده تحریک شود.
79- مقابل پیاده روی دفترتان به کمک لیزر یک پیام تبلیغاتی بتابانید.
80- برچسب های جالبی برای نصب روی شیشه اتومبیل طراحی و بین مشتریان توزیع کنید.
81- آگهی های خود را کدگذاری و نتایج شان را دنبال کنید.
82- تابلو ساختمان تان و تابلوهای راهنمای داخلی و خارجی آن را بهبود ببخشید.
83- اگر فکر می کنید آرم شرکت شما منسوخ شده، آن را از نو رنگ آمیزی کنید.
84- حامی مالی یک مسابقه ورزشی یا برنامه رادیویی و تلویزیونی شوید.

رویدادهای ویژه
85- در نمایشگاه های مربوط به حرفه تان، حتما یک غرفه بگیرید.
86- همراه سازمان های غیرانتفاعی، مانند موسسات حمایت از کودکان معلول، اسپانسر یک برنامه یا ضیافت شوید.
87- در دبیرستان ها سخنرانی کنید و به دانشجویان درباره حرفه آینده شان توصیه کنید.
88- خیابانی در منطقه جغرافیایی تان انتخاب و اعلام کنید که نظافت آن را سازمان یا شرکت شما برعهده می گیرد. رهگذران با دیدن نام و آرم شما، متوجه اقدام پسندیده تان خواهند شد.
89- بخشی از وقت و پول خود را به سازمان های خیریه یا غیرانتفاعی اختصاص دهید و نتایج آن را در مطبوعات به چاپ برسانید.
90- یک سی دی یا فیلم آموزشی درباره خدمات خود تهیه کنید.
91- کتاب تالیف کنید.

ایده های فروش
92- روزنامه ها و نشریات تخصصی را برای به دست آوردن فرصت های تازه تجاری و آگاهی یافتن از عزل و نصب های شرکت ها بخوانید.
93- شعارها و استراتژی های بازاریابی تان را به اطلاع وکیل، حسابدار، بانکدار، تعمیرکار و کانون تبلیغاتی تان برسانید و بدین ترتیب نیروی فروش خود را به رایگان گسترش دهید.
94- ساعات فعالیت خود را افزایش دهید.
95- حتی در ایام تعطیل گروهی را جهت ارائه خدمات به مشتریان اختصاص دهید.
96- نمونه های محصولات خود را در دفترتان به نمایش بگذارید.
97- به مشتریان سابق تلفن بزنید یا برایشان نامه بفرستید تا آنها را دوباره جذب کنید.
98- از طریق اینترنت سفارش بگیرید.
99- به مشتریان اینترنتی خود اطمینان دهید که سیستم امنیتی سایت شما قابل اعتماد است.
100- از زمان پاسخگویی به سفارش ها بکاهید و روند سفارش مجدد را تسهیل کنید.

 

[ ۱۳۸٩/٩/۱٠ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ] [ حسین سالاری بنا ]
چرا به برنامه ریزی توسعه فردی نیازمندیم؟
برنامه ریزی توسعه فردی به فرد کمک می کند…
• به طور خودآگاه، خود را به نقد و چالش بکشد و نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد.
• به طور خودآگاه، توانایی ها، استعدادها، شایستگی¬ها و مهارت¬های خود را بشناسد و آنها را با اهداف خود تطابق دهد.
• اهداف کاری، اهداف تحصیلی، اهداف خانوادگی و سایر اهداف زندگی را با رویکردی کل نگر و یکپارچه به یکدیگر مرتبط سازد، به گونه ای که به طور هم افزا یکدیگر را تقویت نمایند.
• در راه دستیابی به اهداف زندگی، رویکردی فعال، هدف جو و پیشرو داشته باشد.
• درمهارت برنامه ریزی و اجرای برنامه وابستگی های خود را کاهش دهد و مستقل و خودکار گردد (روی پای خودش بیاستد)
• در راه دستیابی به اهداف، خود را به طور کامل مسئول و موثر بداند وبه راحتی پیشرفت های خود را دیده و پیگیری نماید.
• در زمینه های مختلف رشد متوازن و هماهنگ داشته باشد.
• به طور متمرکز و اثر بخش از منابع بیرونی استفاده نماید (به دنبال آن چیزی باشد که واقعا به آن نیازمند است.)
• سبک یادگیری خود را بشناسد و راهبردهای یاددهی – یادگیری که برای وی موثر است را بشناسد.
• در دنیای دائما د
نویسنده: سمیه علی بابازاده جلوداری از مرکز علمی کاربردی کلارآباد
[ ۱۳۸٩/٩/٧ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ] [ حسین سالاری بنا ]
[ ۱۳۸٩/٩/۳ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ حسین سالاری بنا ]
 
[ ۱۳۸٩/٩/۳ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ] [ حسین سالاری بنا ]

صحنه دیدنی بیش از 2هزار داوطلب که روز 16 نوامبر در شهر سئول پایتخت کره جنوبی گرد هم آمدند تا یک غذای سنتی کره ای به نام کیمچی شامل انواع فلفل ها و سبزیجات و کلم چینی را تهیه کنند.

[ ۱۳۸٩/٩/۳ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ] [ حسین سالاری بنا ]

kari8ttt.jpg

کاریکاتور: نیازمند کار!
همشهری ماه در شماره 59 خود در پرونده‌ای به بررسی وضعیت بیکاری در کشور پرداخته است، این پرونده با یک کاریکاتور آغاز شده است.
[ ۱۳۸٩/٩/۳ ] [ ٩:٤۸ ‎ق.ظ ] [ حسین سالاری بنا ]
مصاحبه با David Birch محقق برجسته کارآفرینی و کسب و کارهای کوچک

 

مصاحبه با David Birch محقق برجسته کارآفرینی و کسب و کارهای کوچک

 

فرهنگ‌ها باید برای کارآفرینی احترام قائل شوند!

 

ترجمه: مهدی ترابی مهربانی

 

مقدمه

 

آقای دیوید برچ نام شناخته شده‌ای در میان اکثر کارشناسان کارآفرینی و همچنین برخی از سیاستگذاران این رشته محسوب می‌شود. با این حال بسیاری از آنها هرگز او را از نزدیک ملاقات نکرده‌اند. تحقیقات او در زمینه توسعه مناطق و جوامع در اواخر دهه 70 میلادی راه را برای بسیاری از کارشناسان امروزی کارآفرینی باز کرد. در ضمن یافته‌های او برای سیاستگذاران بسیار ساده و قابل فهم بود:

 

کسب و کارهای کوچک و جدید بخش عمده‌ای از مشاغل جدید را پدید می‌آورند. در حقیقت یافته‌های او پایه و اساس تمهیدات دولتی به منظور حمایت از شرکتهای کوچک اما در حال رشد را بنا نهاد. او همواره از اصطلاح غزال برای نامیدن این مؤسسات کوچک استفاده می‌کند. آقای برچ به منظور ادامه تحقیقات و تکمیل پایگاه اطلاعات تخصصی خود در زمینه تجزیه و تحلیل روند توسعه کسب و کارها در سال 1983 دانشگاه MITرا ترک و سازمان تحقیقاتی خود را تحت عنوان Cognetics,Inc.تأسیس کرد. این سازمان سه سال پیش به شرکت Publicisفروخته شد و به ArcAnalyticsتغییر نام داد. در سال 1996، آقای برچ نخستین جایزه بین‌المللی تحقیقات کارآفرینی و کسب و کارهای کوچک را کسب کرد. آنچه در پی می‌آید مصاحبه با این کارشناس خبره کارآفرینی است:

 

 

ـ چطور به کارآفرینی علاقمند شدید؟

 

من در رشته مهندسی و فیزیک کاربردی تحصیل کرده بودم و علاقه خاصی به فیزیک ذرات داشتم. با این حال وقتی تصمیم گرفتم در رشته اقتصاد فوق لیسانس و دکترا بگیرم، کار سختی را پیش رو نداشتم زیرا از قبل به علم اقتصاد علاقمند بودم و می‌خواستم اجزا و نحوه کار نظام اقتصادی را بشناسم. پس طبیعی بود که به منشأ مشاغل که یکی از آنها کارآفرینی بود، روی بیاورم.

 

ـ از آنجاییکه شما در یکی از تحقیقات خود تحت عنوان زمینه‌های داغ کارآفرینی در آمریکا به اهمیت آموزش و فرهنگ به عنوان عوامل مؤثر در شکوفایی کارآفرینی اشاره کرده‌اید، اجازه بدهید به مقوله آموزش بپردازیم. نظر شما درباره آموزش کارآفرینی چیست؟

 

به عقیده من مهارت‌های کارآفرینی کاملاً آموزش‌پذیر هستند.

 

اما مدارس و مربیان کارآفرینی به خوبی آنها را به دانش‌آموزان انتقال نمی‌دهند. ممکن است بعضی‌ها از شنیدن این جمله ناراحت شوند اما متأسفانه حقیقت دارد.  قبل از آنکه بیشتر به این مقوله بپردازیم، اجازه دهید با یک مثال نشان دهم که چگونه می‌توان با آموزش نیروی کار باعث ایجاد تحولات مثبت شد.

 

در سال 1980، برای ایراد یک سخنرانی به شهر لوئیزویل واقع در ایالت کنتاکی رفتم. ناگهان یک نفر از میان شنوندگان که بعداً فهمیدم فرد سرشناسی است، بلند شد و سئوال کرد: اگر 30 میلیون دلار به شما داده می‌شد، چطور و در چه بخشی آنرا خرج می‌کردی؟ باند فرودگاه را طولانی‌تر می‌کردی یا یک پل جدید روی رودخانه می‌ساختی؟ وارد کردن رایانه به مدارس چطور؟ آیا این کار را می‌کردی؟ به او گفتم: جواب این سئوال بسیار ساده است. تیم آموزشی مدارس را به رایانه مجهز می‌کردم. این کار بیشترین سود را برای شهر شما دارد. در آن زمان آنها تنها دو رایانه در مدارس شهر خود داشتند اما به زودی دست به کار شدند و برنامه‌ای را ترتیب دادند تا دانش‌آموزان سال اول ابتدایی به رایانه دسترسی داشته باشند. آنها هر سال کاری کردند تا به تدریج تمام دانش‌آموزان در تمام مقاطع تحصیلی با رایانه آشنا شوند و در ضمن مؤسسه‌ای برای آموزش مهارت‌های رایانه به معلمان مدارس نیز ایجاد کردند. به خوبی به یاد دارم که در زمان انتشار تحقیق زمینه‌های داغ کارآفرینی در آمریکا ، لوئیزویل در لیست شهرهای کارآفرین آمریکا، از آخر سوم بود. اما این شهر در حال حاضر از این نظر، در میان 10 شهر برتر کشور قرار دارد. البته نباید از اهمیت عوامل دیگر غافل شد. اما بهبود سطح کیفی نظام آموزشی از طریق توسعه امکانات رایانه‌ای، باعث افزایش مجموعه مهارت‌های مورد نیاز نیروی کار می‌شود.

 

 

ـ اجازه بدهید به بحث آموزش کارآفرینی برگردیم. آیا واقعاً می‌توان کارآفرینی را آموزش داد؟

 

آموزش افراد برای کارآفرین شدن سخت است، اما می‌توان به راحتی به آنها آموزش داد تا نزد کارآفرینان کار کنند. در حقیقت، یکی از راههای تشویق افراد به کارآفرینی از طریق شرکت در دوره‌های کارآموزی است. کارآموزی تجربه فوق‌العاده‌ای در کارآفرینی محسوب می‌شود و من عمیقاً به آن اعتقاد دارم.

 

با این حال برخی از مدارس بازرگانی دقیقاً عکس کارآفرینی را به فراگیران خود یاد می‌دهند. به طور مثال فراگیران در این مدارس فرا می‌گیرند که چطور برای دیگران کار کنند و در حقیقت کارمند خوبی باشند. اما می‌توان فراگیران را به گونه‌ای آموزش داد تا در یک شرکت کارآفرین کار کنند و با افزایش مجموعه مهارت‌های خود به مقام‌های مدیریتی نیز دست یابند. پس آموزش افراد به منظور کار کردن برای کارآفرینان با آموزش آنها برای کارآفرین شدن تفاوتهای اساسی دارد.

 

 

ـ یک کارآفرین باید چه مهارتهایی داشته باشد؟

 

سه مهارت وجود دارد که یک کارآفرین باید آنها را بشناسد و یاد بگیرد: فروشندگی، مدیریت افراد و خلق کالا یا خدمات جدید. اما هیچکدام از این مهارتها در مدارس بازرگانی آموزش داده نمی‌شود. هرگز دوره‌ای را در هیچ مدرسه‌ای ندیده‌ام که نامش فروش (Sales) باشد. اما به راستی اگر دوره‌ای مختص فروش نداشته باشیم چطور می‌توانیم به کارآفرینان کمک کنیم؟ بیایید کمی به فرآیند کارآفرینی فکر کنیم. یک کارآفرین همیشه در حال فروش است و مثلاً سعی می‌کند نظر سرمایه‌گذاران احتمالی را به خود جلب کند و یا اینکه ایده‌های خود را به مشتریان و شرکای خود بفروشد. پس فروشندگی یا جلب نظر دیگران، کاری مهم و تخصصی است که هر کارآفرینی به آن نیاز دارد. پس چرا جای آن در دوره‌های آموزش کارآفرینی خالی است؟ به روشنی به یاد دارم که در ابتدای حرفه‌ام کاملاً گیج و سر در گم بودم تا اینکه دو روز مخفیانه در کلاسهای فروش شرکت کردم. این کلاسها کاملاً نگرش من را نسبت به اینکه چطور باید یک شرکت را اداره کنم، تغییر داد. به خود گفتم: چرا قبلاً هیچکس چیزی در این باره به من نگفته بود؟ جالب این است که در آن زمان مدرک لیسانس و فوق لیسانس اقتصاد داشتم و چند سال هم تدریس کرده بودم.

 

از وقتی که از دنیای آکادمیک فاصله گرفتم، فرصت پیدا کردم تا در نقاط مختلف جهان سخنرانی کنم. هر وقت احساس کنم که یک مدیر دانشگاه در میان شنوندگان حضور دارد از او می‌خواهم تا اگر در برنامه درسی دانشگاه او، دوره‌ای تحت عنوان فروش وجود دارد دستش را بلند کند. اما جالب است که بدانید تا به حال هیچ کس دست بلند نکرده است! متأسفانه آنها درک مناسبی نسبت به اهمیت این موضوع ندارند.

 

 

ـ به نظر شما باید چه تغییراتی در برنامه آموزشی به وجود آورد؟

 

کارآفرینان باید برای کسب موفقیت، کالا/ خدمات را تولید کنند، آن را بفروشند و با دیگران کار کنند. پس باید برنامه آموزشی را تغییر داد. اولین دوره آموزشی باید فروشندگی باشد. دومین دوره باید به نحوه رهبری اطرافیان و متقاعد ساختن آنها برای انجام کاری که در نظر داریم، اختصاص یابد. سومین دوره نیز باید به اینکه چطور کالا/ خدمتی خلق کنیم که مورد نیاز مردم یا شرکت‌ها باشد. اگر می‌خواهیم یک برنامه آموزشی داشته باشیم که برای کارآفرینان مفید باشد، پس حتماً باید این سه دوره را در آن بگنجانیم.

 

البته باید در اینجا میان غزال‌ها و موشها تفاوت قائل شویم. در نظر من، غزال‌ها شرکت‌هایی هستند که توسط کارآفرینان بلند پرواز و جویای نام تأسیس می‌شوند، اما پایه‌گذاران موشها با هدف رشد و یا کسب سرمایه کلان وارد عمل نمی‌شوند. بنابراین ممکن است برخی از دوره‌ها مثل حسابداری و یا اداره امور مالی برای موشها مفید ولی برای غزال‌ها کاملاً بی‌‌ربط و زاید باشد. در حقیقت کارآفرینی که بدنبال تأسیس یک غزال است می‌تواند به راحتی و با استخدام فردی که در امور مالی و حسابداری تخصص دارد، مشکلات خود را در این بخشها برطرف کند.

 

باز هم تکرار می‌کنم که این سه مورد بسیار حیاتی درباره آموزش کارآفرینی وجود دارد که تقریباً در هیچ برنامه آموزش کارآفرینی به چشم نمی‌خورد و شخصاً به عنوان یک کارآفرین می‌توانم مسئولیت اکثر موارد دیگری را که در این برنامه‌ها وجود دارند به دیگران واگذار کنم، یعنی آدمهایی را استخدام کنم تا آن کارها را برایم انجام دهند.

 

 

ـ آیا باید از صحبتهای شما اینگونه استنباط کنیم که آموزش کارآفرینی نوعی آرمان فراموش شده است؟

 

بلی و خیر! بلی برای اینکه فکر می‌کنم می‌توان از طریق کارآموزی کارآفرینی را یاد گرفت. من از طرفداران سرسخت کارآموزی هستم و می‌دانم که بسیاری از کارآفرینان دیگر نیز با نظر من موافق هستند. اما خیر، برای اینکه فکر نمی‌کنم بتوان کار آفرینی را در سر کلاس یاد گرفت. باید قانونی وضع کرد که طبق آن هیچ مربی نباید کارآفرینی را تدریس کند مگر آنکه خودش یک کارآفرین بوده باشد؛ یعنی خودش قبلاً کسب و کاری را شروع و آنرا اداره کرده باشد.

 

برای من عجیب است که برای بسیاری از رشته‌ها، دوره‌های کارآموزی وجود داشته باشد اما برای کارآفرینی چنین دوره‌هایی نباشد. در واقع در اکثر حرفه‌ها به ارزش و اهمیت کارآموزی پی برده شده، اما در مورد کارآفرینی هنوز تردید وجود دارد.

 

البته باید قبول کرد که سه مورد مهم فوق‌الذکر در کارآفرینی (فروشندگی، کار کردن با مردم و خلق کالا/ خدمتی جدید را به سختی می‌توان تنظیم و تدوین کرد و در قالب برنامه درسی جا داد. به همین دلیل است که فکر می‌کنم باید مدل‌های متنوعی از کارآموزی کارآفرینی بوجود آید.

 

شخصاً مدلی را ترجیح می‌دهم که در آن کارآموز برای مدت 2 تا 3 سال آموزشهای یک مربی کارآفرینی را دریافت کند. چنین کارآموزی سپس می‌تواند تصمیم بگیرد که آیا واقعاً می‌خواهد کارآفرینی را به عنوان مسیر شغلی اصلی خود انتخاب کند یا خیر؟ معمولاً تنها پس از 6 ماه بعضی از کارآموزان اصطلاحاً کم می‌آورند و درمی‌یابند که کارآفرینی بسیار سخت است و بنابراین دوره آموزشی را رها می‌کنند. برخی دیگر نیز به خود می‌گویند: باید بیشتر تلاش کنم . این افراد با پرداختن به کارآموزی بلند مدت در این رابطه به هدف خود دست می‌یابند.

 

 

ـ به نظر می‌رسد که اعتقادی به نقش محققان و کارشناسان کارآفرینی به عنوان مربی دوره‌های کارآفرینی ندارید، درست است؟

 

بلی، کاملاً. دلیلش هم تجربه شخصی خودم است. پیش از آنکه شرکت خودم را تأسیس کنم، درباره کارآفرینی چیزی نمی‌دانستم، در حالیکه در رشته اقتصاد تحصیل کرده بودم. بنابراین بر این باور هستم که مربیان کارآفرینی باید خودشان قبلاً کارآفرین بوده باشند.

 

 

ـ به عقیده شما محققان و کارشناسان چه نقشی در ارتقای کارآفرینی و افزایش تعداد کارآفرینان دارند؟

 

آنها هیچ دخالت مستقیمی در ایجاد کسب و کار کارآفرینان ندارند. در واقع نقش آنها در برجسته ساختن اهمیت کارآفرینی در جامعه و اقتصاد عینیت می‌یابد. محققان وظیفه دارند تا مردم و تصمیم‌گیران دولتی را از اهمیت کارآفرینی مطلع سازند. بدین ترتیب فضا برای کارآفرینان دوستانه‌تر خواهد شد. اما تربیت کارآفرینان وظیفه محققان نیست و من در مورد نقش آنها در این زمینه تردید دارم.

 

به عنوان یک محقق هرگز به خود اجازه نمی‌دهم که فکر کنم تحقیقاتی که تا به حال انجام داده‌ام باعث به وجود آمدن یک کارآفرین شده است. از سویی دیگر احساس می‌کنم که وظیفه دارم روی محیطی که کارآفرینان در آن فعالیت می‌کنند، تأثیر بگذارم.

 

 

ـ امروزه بسیاری از دولتهای جهان در تلاشند تا بر تعداد کارآفرینان بیافزایند. قطعاً یکی از روشهایی که این دولتها از آن برای رسیدن به هدف خود استفاده می‌کنند، آموزش است. نظر شما درباره تلاشهای آنان چیست؟

 

فکر می‌کنم که برخی افراد ذاتاً کارآفرین بدنیا نمی‌آیند و آنها هرگز نمی‌توانند یک کارآفرین موفق باشند. البته در اینجا منظورم از کارآفرین موفق فردی است که صاحب کسب و کار است و آن را روز به روز ارتقاء می‌دهد، نه فردی که یک خواربار فروشی یا رستوران باز می‌کند.

 

محیط یک شرکت را در نظر بگیرید. آیا همیشه آرام و بی‌دغدغه است؟ البته که نه! پس یک کارآفرین باید قادر به کنترل ریسک، ترس و استرس باشد. اغراق نیست اگر بگوییم بسیاری از کارآفرینان هرگز عادت ندارند در نیمه‌های شب از خواب بیدار شوند و فکر کنند که چطور باید حقوق کارگران خود را بدهند و یا چطور با مشتری اصلی خود وارد مذاکره شوند زیرا آنها راه مقابله با استرس را به خوبی می‌دانند. به نظر من کنترل مطلوب استرس به دوره‌های آموزشی و متخصصین ویژه‌ای نیاز دارد. با این حال دولت‌ها و نظامهای آموزشی می‌توانند با حمایت مربیان کارآفرینی و فراهم‌سازی زمینه‌های رشد آنها، به توسعه و گسترش کارآفرینی کمک کنند.

 

 

ـ برای افزایش میزان استعداد کارآفرینان جوان باید چه کار کرد؟

 

نمی‌توان در کوتاه مدت کار خاصی انجام داد. به نظرم این موضوع عمیقاً در مسائل فرهنگی ریشه دارد. اجازه بدهید برای روشن شدن موضوع آمریکا را با سوئد مقایسه کنم. اکثر الگوهای اجتماعی موفق در آمریکا کارآفرین هستند. اما اکثر الگوهای اجتماعی در سوئد کارآفرین نیستند. مقبولیت کارآفرینی به عوامل فرهنگی بستگی دارد. اگر در کشورهای سوئد و آمریکا به دوستتان بگویید که می‌خواهید کسب و کار خود را شروع کنید، احتمالاً با پاسخ‌ها و واکنش‌های متفاوتی روبرو خواهید شد. حال بیایید از دید یک کودک به قضیه نگاه کنیم. کودکان می‌خواهند که از سوی والدینشان مورد احترام و علاقه باشند و اگر احساس کنند که یک کارآفرین در نزد آنها از احترام خاصی برخوردار نیست، پس به کارآفرینی روی نخواهند آورد. مسلماً تغییر فرهنگ کار ساده‌ای نیست. واقعاً چقدر باید زمان صرف کرد تا فرهنگ یک کشور آن قدر تغییر کند و کارآفرینی آن چنان ارزشمند شود که یک کودک به جای آنکه بگوید می‌خواهم در آینده دکتر یا فضانورد شوم، بگوید: می‌خواهم وقتی بزرگ شوم کارآفرین شوم ؟ فقط خدا می‌داند!

 

 

ـ آیا می‌توان بخشی از این تغییر فرهنگی را از طریق آموزش کارآفرینی انجام داد؟

 

گمان نمی‌کنم. باید کاری کرد تا دیدگاه اصلی همه افراد نسبت به کارآفرینی تغییر یابد. باید کاری کرد تا شخصیت‌های معروف و الگوهای فرهنگی کشور با کارآفرینان رابطه برقرار کنند. اصلاً معنی ندارد که مردم را تشویق به کاری کنیم که از ارزش و احترام بالایی در اجتماع برخوردار نباشد. همه چیز به احترام و شهرت برمی‌گردد.

 

نمی‌توانم تصور کنم که آموزش کارآفرینی بتواند به تنهایی اوضاع را مساعد کند ولی یک نظام کارآفرینی می‌تواند چنین عملی انجام دهد. چنین نظامی باعث بوجود آمدن گروهی از افراد می‌شود که از عقاید محدود کننده فرهنگی مصون هستند. آنها محیطی خواهند داشت که در آن می‌توان از سایر افراد اعتبار و احترام کسب کرد. در این صورت آنها نسبت به بخشهای دیگر فرهنگی که با این محیط سنخیت ندارند، بی‌تفاوت خواهند بود. سپس این خرده فرهنگ به بیرون تراوش می‌کند و فرهنگ عمومی مردم را دستخوش تحول می‌کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ ۱۳۸٩/٩/۳ ] [ ٩:٤۳ ‎ق.ظ ] [ حسین سالاری بنا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بسمه تعالی مشخصات فردی : نام : حسین نام خانوادگی : سالاری بناء محل کار : بابلسر – مرکز آموزش شهید حسن پور – وابسته به دانشگاه جامع علمی – کاربردی سوابق تحصیلی : کارشناسی کشاورزی با گرایش زراعت 1359 دانشگاه فردوسی – مشهد مقدس کارشناسی ارشد مدیریت دولتی با گرایش سیستم ها 1379 مرکز آموزش مدیریت دولتی سمنان دانشجوی دکتری مدیریت اقتصاد با گرایش کارآفرینی 1387 دانشگاه تجارت تاجیکستان شرکت در دوره های آموزشی : 1. تعلیم و تربیت (پداکوژی) سازمان آموزش کشاورزی کرج 80 ساعت 2. روشهای تدریس و تکنولوژی آموزشی سازمان آموزش کشاورزی کرج 60 ساعت 3. روانشناسی و روش تدریس مرکز آموزش کشاورزی تبریز 73 ساعت 4. نانو تکنولوژی و نظارت و ارزیابی مجتمع هرمزگان 18 ساعت 5. خدمات گیاهپزشکی کشور تایلند (بانکوک) 240 ساعت 6. تولید و فروش گل و گیاه زینتی (صنعتی) کشور چین 300 ساعت 7. گذراندن دوره های مختلف کامپیوتر (word,Excel,…) مجتمع مازندران 120 ساعت 8. شرکت در دوره های آموزشی مختلف معاونت آموزشی کشاورزی وزارت جهاد 300 ساعت سوابق خدمتی و اجرایی : ازسال 1359-1360 رئیس مرکز آموزش کشاورزی کرمان از سال 1360-1370 مربی باغبانی و گیاهپزشکی از سال 1371-1377 رئیس مرکز آموزش کشاورزی حاجی آباد از سال 1377-1378 رئیس مرکز آموزش کشاورزی شاهرود بسطام از سال 1378-1381 مدیر امور اداری و مالی سازمان جهاد کشاورزی سمنان از سال 1381-1387 رئیس مرکز آموزش کشاورزی تنکابن از سال 1387- تا کنون مدرس و معاون مرکز آموزش شهید حسن پور بابلسر زمینه های تدریس در دانشگاه جامع علمی – کاربردی 1. مدیریت تولید در گلخانه کاردانی 2. کارآفرینی در رشته های مختلف کاردانی و کارشناسی 3. آموزش کارآفرینی در دوره های ضمن خدمت مراکز آموزش کشور. 4. اصول سرپرستی برای رشته های مختلف 5. مدیریت رشته گیاهپزشکی تالیفات : 1. تالیف کتاب های گیاهپزشکی دوره های فنی و حرفه ای 2. کتاب کارآفرینی چاپ بصورت شخصی مقالات : 1. بررسی ویژگیهای فردی و حرفه ای دانشجویان پودمانی در نشریه موسسه علمی – کاربردی وزارت جهاد کشاورزی مرکز آموزش کشاورزی تنکابن 2. بررسی تولید صنعتی گل و گیاه در کشور ایران ارائه در کشور چین 3. بررسی خدمات و ترویج گیاهپزشکی در ایران ارائه در کشور تایلند عضویت در جوامع علمی : - کمیته فنی و اجرایی دانشگاه جامع علمی – کاربردی واحد مازندران - کمیته کارآفرینی مرکز آموزش جهاد کشاورزی تنکابن - کمیته آموزشی مجتمع جهاد کشاوری استان مازندران - کمیته فنی و عمرانی شهرستان تنکابن - کمیته برنامه ریزی درسی ویژه کاربران وزارت جهاد کشاورزی ابداع و کارآفرینی در خصوص ساخت نرم افزارهای آموزشی زیر فعالیت نموده ام - کارآفرینی ، کاکتوس ، پائودرس - دارای وبلاگ آموزشی جهت فعالیت های کارآفرینی دانشجویان - www.karafarinmilad.persianblog.ir - دارای شرکت ساخت نرم افزارهای آموزشی بنام شرکت رایانه خاک کشت میلاد
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب